تبليغاتX
کلمه

 

اگر بخواهیم در سطح بمانیم، باید از هرگونه پرسشی پرهیز کنیم. اما اگر بخواهیم در ژرفنای زمان و زمین رسوخ کنیم، چاره ای جز پرسش باقی نمی ماند و پرسش پارسایی تفکر است. در هر کجای زمان و مکان که ایستاده باشی همواره با این پرسش مواجهی که در کجا هستی و چه هنگام است؟ پاکان و نیکان، پیش از آنکه تو در زمان و مکان چشم بگشایی و با این پرسش مواجه شوی، پاسخ ترا داده اند. زمان (روز) عاشوراست و زمین (مکان) کربلا (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا). و ترا از آن به جهان آورده اند تا این حقیقت را بدانی و خواسته و دانسته تصمیم بگیری که به هدایت و شهادت و امام هدایت و شهادت رو کنی، یا از آن درگاه رو برگردانی و در شب ظلمانی جور و جهل سرگردان بمانی.

***

اگر بگویی من پیرو عیسی هستم، عیسی علیه السّلام گواهی خواهد داد که با ذات حسین بن علی علیهما السلام یگانه است و بشیر ظهور جدّ وی مصطفی است صلواه الله علیه. اگر بگویی من پیرو موسی هستم، موسی علیه السّلام گواهی خواهد د داد که با ذات حسین و عیسی و مصطفی علیهم السلام یگانه است و به تو خواهد گفت که ما همه فرزندان ابراهیم خلیل الرحمان هستیم صلواه الله و سلامه علیه و پیرو «ملّه» وی، و هر کس که پیرو ملّه(دین) ابراهیم باشد باید با نمرود و نمرودیان (فرعون و ابوسفیان و آل ابوسفیان لعنه الله علیهم ابد الابدین) بجنگد.

***

آری شناختن حسین بن علی علیهما السلام به همان دشواری است که شناختن نیاکان و فرزندان وی – درود جان دردمند من بر روان آسمانی یکایک آنان باد – و تا تو با یکایک پیامبران و سالکان و حکیمان و آسمانیان و ایزدیان آشنا نشده و اندک و بسیار با آنان همراه و همدل و همزبان نبوده باشی، حسین علیه الصلوه و السلام را نخواهی شناخت. زمین از آن حسین است و یاران حسین و زمان نیز در اختیار حسین است و فرزندان حسین، بویژه واپسین فرزند وی که تو او را با نام امام قائم علیه السلام می شناسی، و کریشنای دهم و کالکی و بهرام ورجاوند و ... از نامهای باستانی اوست.

***

البته مقامات اباعبدالله علیه السلام در همین مرتبت (موت، ملک الموت) منحصر نمی شود ولی دلهای معاصران ظرف اسرار حق تعالی و تقدس نیست. اگر شیعیان فهمیده بودند چرا رسول الله صلواه الله علیه می فرمودند: «حسین منی و انا من حسین» امروز این  همه مصیبت نمی کشیدند.

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 |

«بیدل» راست می گوید:

 

کیست در این انجمن محرم ِعشق ِغیور!؟

ما همه بی غیرتیم! آینه در کربلاست!!!

 

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 |

 

تو گویی این غزل را همین امسال سروده اند!

ای در میان جانم و جان از تو بی‌خبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر

چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بی خبر

نقش تو در خیال و خیال از تو بی‌نصیب
نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر

از تو خبر به نام و نشان است خلق را
وان گه همه به نام و نشان از تو بی خبر

شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی خبر

جویندگان گوهر دریای حُسنِ تو
در وادی یقین و گمان از تو بی خبر

چون بی‌خبر بود مگس از پر‌ِ جبرئیل
از تو خبر دهند و چنان از تو بی خبر

عطار اگرچه نعره عشق تو می‌زند
هستند جمله نعره زنان از تو بی خبر

 

 

حال که صحبت از عطار نیشابوری شد، غزلی هم از حیدر یغما (خشتمال نیشابوری) بخوانید!

 

 حیدر یغما (خشتمال نیشابوری)

 

خودش که می گفت:

 من یکی کارگر ِ بیل به دستم؛ بر من،

 نام ِ شاعـر مگـــذارید و حرامم مکنید!

 

نهنگ موج عشقم درگل ساحل نمی گنجم

شنا باید در اقیانوسم اندر گل نمی گنجم

 

زبانی آسمانی دارم، اما کس نمی فهمد

حدیث قدسم اندر گوش هر غافل نمی گنجم

 

اگر فهم سخن یا درک من ننمود نادانی

عجب نبود که در اندیشه جاهل نمی گنجم

 

بیابانگرد و صحراورز و دور از مردمم آری

میان شهر در غوغای بی حاصل نمی گنجم

 

کشم رخت سفر سوی سرای دیگری زیرا

جهان تنگ است و من شیدا در این منزل نمی گنجم

 

نگارم گفت بیرون کردم از دل عشق یغما را

بگو من مرغ کیوان رفعتم! در دل نمی گنجم!!

 

 

و به نقل یوسفعلی میرشکاک:
یغمای خشتمال نیشابوری از آن گروه شاعرانی است كه به جای معماری كلمات و تلاش در جهت پیش‌برد هندسه شعر خویش، با ستیزی راستین، معماری عواطف خود را اعلام می‌دارد و بی باكانه در زبان رخنه می‌كند. شاعر كلاسیك فراوان است، ام‍ّا ستیزه‌گر جرئت‌مند كم ظهور كرده است. و در این میان حیدر یغما از دل به دریا زنندگانی است كه هیچ رسمی‍ّتی برای شعر و زبان قائل نیست و این كار را نه به‌خاطر گریز از تعهدات شاعر نسبت به زبان انجام می‌دهد، بلكه برای دورماندن از توق‍ّف است كه مرتكب چنین رخنه و رسوخی می‌شود...
در روزگار ما، شاعران درجست و جوی سبك و مكتب و زبان مستقل، از شعر دور افتاده‌اند واز شعور نیز؛ عقل آنان عقل شاعران نیست، عقل دل‍ّالان و كاسبان است، و نوادری چون یغما كه نه سبك می‌شناسند و نه مكتب و نه زبان مستقل می‌فهمند، نه ایماژ و آبستره‌سازی و نه روشنفكری و آوانگارد بازی، بشارت دهندگان این اشارتند كه شعر جوششی است كه در جان جنونمندش باید جست؛ و به راستی اگر نبود این جنون، چگونه یك خشتمال می‌توانست حضور خود را با چنین كبریایی اعلام كند:

 

تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجد
روان سركشم در قالب پیكر نمی‌گنجد

مرا اسرار از این گفت وگو بالاتر است، ام‍ّا
به گوش مردم از این حرف بالاتر نمی‌گنجد

مرا خواب آن زمان آید كه در زیر لحد باشم
سر پرشور اندر نرمی بستر نمی‌گنجد

توانگر را مخوان در گوش دل اسرار درویشی
كه در خشخاش، خورشید بلند اختر نمی‌گنجد

 

نشان قبر مگذارید بعد از مرگ یغما را
شهاب طارم اسرار، در مقبر نمی‌گنجد!

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 |

در این پست بخشی از یکی از سخنرانی های مرحوم استاد دکتر سید احمد فردید را با موضوع «اتیمولوژی و فلسفه» را نوشته ام که در کتاب دیدار فرّهی و فتوحات آخرالزمان هم موجود است؛ سعی کنید این مطلب را حتما بخوانید.

استاد دکتر سید احمد فردید

... به کلمه عین و دیدار میروم و اصل آنرا با ابتدای خواندن چند شعر توضیح میکنم . این اصل زبانی را در "فرهنگ مفصل اشتقاقی" خود نوشته ام ، با ابتدای به اشعاری اصل کلمات و از جمله عین و دیدار را بیان میکنم :

ز دیدارت نپوشده است دیدار        

ببین دیدار اگر دیدار داری

این بیت تقریبا برایتان معنی ندارد باز اشعاری دیگر بخوانم و برگردم


ادامه مطلب
+ به روز شده توسط مهدی آیت در جمعه چهاردهم دی 1386 |

 

 

تویی آن نقطه‌ی بالای فاءِ «فَوقَ ایدیهِم»

که در وقت تنزّل تحتِ بسم الله می آیی!

------------------------------------------

 

 

و مخمسی کوتاه از نویسنده کتابهای زیر:

 

ما نمی گوییم داماد پیمبر حیدر است

کافران کهنه ایم، «الله اکبر» حیدر است

چند می گویی کننده‌ی باب خیبر حیدر است

باب خیبر نیز ای گم کرده مشعر حیدر است

شرک من، ایمان مومن، کفر کافر حیدر است

 

چند و چند از چند و چون من یک رگم هشیار نیست

کی توانم گفتن از یاری که او را یار نیست

چند می گویی که ما را رخصت دیدار نیست

چشم دل وا کن جهان جز جلوه ی دلدار نیست

نیک و بد، پنهان و پیدا، دیو و دلبر حیدر است

 

کشته ی ابروی سرو ارغوان پوش کی ام؟

حسرت خمیازه‌ی رویای آغوش کی ام؟

لختِ دل بر دامن از یاد لب نوش کی ام؟

ای شهیدان کشته ی شمشیر خون جوش کی ام؟

گر نه حیدر می کشد چون خونبها بر حیدر است

 

نه فلک وهم خمی از طاق ابروی علیست

آسمانها گردشی از چشم جادوی علیست

مهر و مه آیینه گردان گل روی علیست

شب خم اندر خم خیالی از دو گیسوی علیست

از شمار افتاده بیرون هرچه دیگر حیدر است

 

هرچه طومار خداوندی به یرلیغ علیست

ماسوی الله قطره ای از بیکران میغ علیست

مریم آبستن به روح الله ز آمیغ علیست

بشنو ای غافل! علی هم کشته ی تیغ عیست

آنکه بر خود می کشد تیغ دوپیکر حیدر است!

 

 ---------------------------------------

 

جای دندان پلنگ+فرامرزنامه+میرشکاک

 

 ---------------------------------------

 

اینها کتابهای استاد یوسفعلی میرشکاک هستند.

۱. جای دندان پلنگ:

در 3000 جلد، 424 صفحه و با قیمت پشت جلد 3900 تومان

شامل: 10 مخمس، 4 مثنوی، 12 دوبیتی به هم پیوسته، 381 رباعی، 9 دوبیتی، 93 غزل و یک قصیده

(برخی از اشعار تکراری هستند، لکن اکثرشان متعلق به هین چند سال گذشته است)

 

مهری که نه حیدریست کین است ای دل

هر کفر که حیدریست دین است ای دل

در آینه احمد است بر عرش احد

شک با حیدر، جمله یقین است ای دل

تا چند گرفتار توسل بودن

دور از پرِ پروازِ توکّل بودن

ای جزء اسیر جزء! دیگر تا چند!؟

باز است در خانقه کل بودن

مستی دین است مست حیدر خوشتر

کفر آینه است گبر کافر خوشتر

در معرض ذوالفقار بی سر خوشتر

سرگردان چون شاه قلندر خوشتر

 *

عمریست که دل بستر بیمار علیست

واندیشه سپهر گرم گفتار علیست

گفتی که فراتر ز علی الله است

الله شدیم و دل گرفتار علیست

 

---------------------------------------

 

۲. فرامرزنامه:

در 5000 جلد، 235 صفحه و با قیمت پشت جلد 2400 تومان

شامل: نامه ای جنونمندانه، اشاراتی در باب عاشورا، فرامرزنامه، فرامرزنامه-بهره دوم، فرامرزنامه-بهره سوم و بازگشت به روشنایی.

(در مورد این کتاب هیچ توضیحی نمی توان ارایه کرد، باید خوتان بخوانید؛ نثر منحصر به فرد این کتاب و مخصوصا مضامین آن برای نخستین بار است که در تاریخ ادبیات ایران دیده می شود)

 

 ---------------------------------------

  

+ به روز شده توسط مهدی آیت در جمعه هفتم دی 1386 |