سفرم بيش از حد به درازا كشيده است. از تمام عزیزاني كه در اين مدت لطف كرده و اين بنده حقير را مورد محبت خود قرار دادهاند ممنونام و واقعا نميدانم چطور بايد جبران كنم...
پس از شش ماه، به تكليف، شعر نوشتهام؛ ببخشید بر من اين هرزه درايي را.
تقديم به استاد علي معلم دامغاني
افسرده است آوازم اي باران رهايم كن
با خود بخوان چاووش را از خود جدايم كن
تنگ است دل، ديوانه است اين دل، دل است اين دل
اي مرگ، از آنسوي بارانها صدايم كن
پيچيده بر گرد نفس، نيلوفر مرگم
اي ارغوانآيينه، در خود جابهجايم كن
آري در اينجا باد، بيهنجار ميتوفد
از شش جهت بگريز باران! بادپايم كن
درياي سرگردان من! سنگي فراهم كن
بشكن به باريدن... و ياد از ماجرايم كن
اللهِ من! - رسواييام - در بي سر و پايي!
+ به روز شده توسط مهدی آیت در شنبه یازدهم اسفند 1386
|

