تبليغاتX
کلمه

 

خون و ساغر با تو عهدی بسته اند اما

ترسم از خون بگذری و بشکنی ساغر

 

وعده دیدار «محشر» بود اما تو

ترسم از من بگذری و از صف محشر

 

کاش در چشم جنونت می توانستم

عقل ِ بی تردید باشم، عقل ِ جنگ آور

 

غیرتی کردی و هستی را رها کردی

دل فغان کرد از دل دیوانه ام مگذر

 

مو به مو فهمیده ام معنای زلفت را

مگذری ای یار از مژگان چشم تر

 

سر به صحرا می گذارم تا تو باز آیی

با زگردی و بیایی و بخواهی سر

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 |

برای خانم سعیدی.

بدان امید که به مدد حضرت سوفیا (س) به حقیقت ِ خود برسند.

 

 (دانلود فایل صوتی ترانه  با صدای خودم)

 

 

تقدیم به خاک پای حضرت سیده النساء العالمین، فاطمه سلام الله علیها 

اگه تموم جاده ها سر به پاهات بذارن

اگه همه بیابونا لاله برات بکارن

 

اگه همه آسمونا سجده کنن به خاکت

تموم ابرا به هوای دیدنت ببارن

 

اگه همه ستاره ها به پای تو بیافتن

شمس و قمر سر از پرستش تو بر ندارن

 

بازم کسی کاری نکرده در خور تو باشه

باید که عاشقا برات دوباره سر بیارن

 

به جـُور ِ زلف ِ پر خمت دیوونه ها اسیرن

بـَلا کشای سر به زیر تو فلک سوارن

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 |