تبليغاتX
کلمه

تقدیم به رییس جمهور برگزیده ملت ایران، سید ِ خوبان و پاکان، میرحسین موسوی

+ دانلود فایل صوتی این غزل

 

تو را باد و باران و رنگینکمان می شناسد

تو را ابر و آیینه و آسمان می شناسد

 

تو میراث خون خدایی، «یهود» است خصمت!

تو را خون و رگ، آتش و ارغوان می شناسد

 

تو خاک پـِی ِ پیر ِ پاکان و یزدانیانی

تو را شور و شوق و شعف، بی گمان، می شناسد

 

من این بغض دردم که درمانده ام در گلویم

فغان مرا این سکوت ِ گران می شناسد

 

سرا! سرورا! سربدارا! سوارا! صبورا!

تو را "عزت" و "آبرو" جاودان می شناسد

 

نمی گویم از گوی و میدان در این هرزه پویان

کجا عشق را "مانده در آب و نان" می شناسد؟

 

خرام تو را "رفتن از خویش" آیینه دار است

فلک را چنین، خاک –دامنکشان- می شناسد

 

چه می سوزی ای شعله در شوق پروانه خویش؟

چو داغ ِ تو را هر تب ِ استخوان می شناسد

 

سبک، سبز، سرشار... از مهر زهرا و حیدر

تو را "مهر" اینجا در این کاروان می شناسد

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 |

 

ای به رنگ تیغ، رگهای تو خون افشان و گرم

وی لبت شور ِ سر از تن باختن، خندان و گرم

 

داغ بر جا مانده از دیدار رخسار که ام؟

جز تو ای یار، ای تن ِ تنها تن ِ عریان و گرم

 

شوق آغوشی که در آغوش پنهان کرده ای

می درد پیراهنم را بر تنم پنهان و گرم

 

با تو در افسانه ها و اسوه ها، تر کرده ام

دامنی دامنکشان در خاک و خون غلطان و گرم

 

لغزش پایی که در پایت بریزد اشک را

استوارم می کند، آرام، در توفان و گرم

 

سردی دست نفس در کار یاران دیده ام

سرد اما نیستم این فصل تابستان و گرم

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در جمعه هشتم خرداد 1388 |