تبليغاتX
کلمه - داغ مرگ!

با یاد بعد از ظهر تلخ جمعه نهم اسفند هشتاد و هفت.

+ دانلود فایل صوتی این غزل با صدای مهدی آیت

 

مرگ! ای آسایش  جان جنون جولان من!

ای فراهم ساز ِ دیدار من و جانان من

 

سخت دلتنگم! کسی در غربتم هشیار نیست

بی تامل باز کن آغوش، بر پایان من

 

مرگ! ای بشکوه سودای یلان کربلا

شوق دیدار آب کرد آیینه را در جان من

 

طاق ِ ابرویی که محراب جنون ِ ذات بود

غرق خون شد در سجود قاری قرآن من

 

شبنم دیوانگی هایم به پای گل چکید

اشک، می گرید به حال لغزش مژگان من

 

خون یزدان در رگم بوی بهار و یاس داشت

از کدامین مرد می گیری مگر تاوان من؟

 

داغ ِ فریادی که بر خود می کشم خاکستری ست

این من و این نعره خاموش من برهان من

 

چشم بگشا و ببین ای مانده در پیراهنت

تیغ ها در انتظار پیکر عریان من

 

ناز ِ دامن چیدنش را در عـَلـَق آموختم

دست بردار ای تعلق از من و دامان من

 

+ به روز شده توسط مهدی آیت در جمعه نهم اسفند 1387 |